تبليغاتX
عکاسی را به جهت سبز بودنش دوست دارم!!!

"آنها که فرصت یگانه زندگی را باختند ..قربانی غفلت همه ی ما شدند." این جمله استاد شجریان را بارها امروز تکرار  و زمزمه کردم..زندگی چیست..برای چه آمدیم و برای چه می رویم...مرگ چرا انقدر نزدیک هست ..خیلی نزدیک.انقدر که وقتی می شنویم آشنایی در خاک آرمید .می گوییم خداوند رحمت ش کند..اما وقتی یکی از نزدیکانت فاصله ی کمی با خاک دارد چه می خواهی بگویی..خدا رحمت ش کند...همین !! یک کلمه ..چیز دیگری فاقی نمی ماند واقعا.. پس چرا نه تاب خوردن غذا را داری و نه خواب! چرا یه چیزی ته ته دلت می جوشد ..یه جور حالت تهوع!! حرف درست حسابی هم نمی توانی زدن!! در جمعی نشسته ای ..همه کنار هم ..اما گویا فاصله ها داری از یکدیگر..سخنی رد و بدل نمی شود..هر از چندگاهی کلمه ای به زبان می آید..عجب..لعنت بر شیطان..چرا این طوری شد..عجب ب ب ب !! چرا باز راحت نمی شوی ..شاید فکر نمی کنی که انقدر با مرگ نزدیکی ..آشنایی درجه یکی که تا همین یکی دو ماه پیش صدای ش را شنیده ای ..الان چنان خفته در بستر که گویا اصلا توانای در سخن گفتن و زندگی کردن نداشته است..چرا بغض داری ..چون ندیده ای ش ..نیک می دانی که گذشت زمان مرهم خوبی ست ..پس چرا را آشفته ای ..شاید چون نتوانسته ای کاری برایش کنی..مگر کاری برای خودتت می توانی بکنی که برای او نکرده ای ..نه جواب این نیست ..جواب هر چه باشد در خود ماست..رفتن او چیزی را در وجود خود ما برانگیخته است ..که تا قبل از او یادی نمی کردیم ازش..رفتن او جرقه ای ست برای خود ما که وقت کم است ..خیلی کم ..آنقدر کم که صبح زود از بستر بلند می شوی و کمی احساس گرفته گی نفس می کنی..بعد انگار یک نفر دارد بدنت را انقدر فشار می آورد که توان فریاد کشیدن را هم نداری..فشار خون ت می رود روی 29!!!! نمی توان چه درد کشیده ای با این فشار خون بالا.. به ده دقیقه نکشیده که متخصص گفته آسیب جدی دیده مغز ..کار خاصی نمی شود برایش کرد..دعا کنید برای ش ..این گونه مریض ها ..تنها دو راه دارند..یا به زندگی برمی گردند آن هم با آسیب جدی مغزی و فلج شدگی ..یا اینکه دیگر روی خوش به این جهان نمی کنی !!  و می روی ..

اگر زمانی داشتید که بی استفاده بود ...لحظه ی برای ما دعا کنید..تاب از دست دادن این عزیز را دیگر به این زودی نداریم..

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 22:18  توسط علیرضا بی همگان | 

این طرح قرار هست روی پلاستیک شفاف چاپ شود ...

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 16:14  توسط علیرضا بی همگان | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سال ها بود که هنر را دنبال می کردم و به کشف استعداد دورنی ایم از این هنر به دیگری نقل مکان می کردم..تا اینکه لنگر احساس و کمی استعدادم در عکاسی به گل نشست..بزرگترین دغدغه زندگی ام ثبت لحظه های است که تکرار نا شدنی اند..با لحظه هاست که ادم می زیستد و می میرد..عکاسی برای من جنبه ای عینی از تاریخ است..در مورد من صدق می کناد.

نوشته های پیشین
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آرشيو
آرشیو موضوعی
کوه(2 تصویر)
کاشان(قمصر)
پاییز(یک تصویر)
عاشورا (شش تصویر)
حصار
ثنا خانوم
آینده
عدالت (سه تصویر)
قله دوشاخ-درکه
22 بهمن
سالگرد رایو معارف
نشست بررسی انتخابات در فیضیه
قله لزوم
مراسمی در حرم
پنج شنبه اخر سال
سیل در قم
میر حسین موسوی در قم
سطح شهر قم
پیوندها
بی همگان من
عکس های من در چیلیک
عکس های من در flickr
ساتیار امامی
عکس بازی
رئوف محسنی
نیوشا توکلیان
گروه عکس افرنگ
عکسنوشت(سالار نیرهدی)
فرزانه خادمیان
یلدا معیری
خبر از نگاه دوربین
بیـــــا اینـــجا
سید محسن سجادی
35 میلی متری (هادی حقگو)
جمشید فرجوند
مریم مجد
به نگاهم خوش آمدی(هادی صمدی)
نگاهی تازه (فاطمه بهبودی)
ارش عاشوری نیا
مصطفی معراجی
حسین پیغامی
سیامول
سودابه کریمی
مجید سعیدی
ساکت تر از سکوت
نرگس امامی
گروه کوه نوردی وتوس
کوچ
احمد مطلایی
زهرا خسروبیگی
عباس کوثری (دبیر عکس اعتماد)
یزدان(علی سیف زاده)
پایگاه عکس چیلیک
مهدی مریزاد
محمد خیرخواه
پوتین
تیرماهی ها
پنج دری (لیلا باقری )
ثبوت
رها
زینب مرتضایی(دفتر یادداشت)
فصل تردید(مینا رواسانی)
بدون مرز(زهرا اکبرنیا)
روایت مکتوب
علیرضا حسنی(نگاه دوربین)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Balatarin